رابطه بين مصرف شير با نمايه توده بدني

۲۳ تیر, ۱۴۰۱

رابطه بين مصرف شير با نمايه توده بدني

در این مقاله به رابطه معكوس بين مصرف شير با نمايه توده بدني که توسط واحد بررسی قند و چربی های خون (قند و ليپيد تهران) انجام گرفته است می پردازیم.

مقدمه

امروزه چاقي به عنوان يكي از مشكلات مهم بهداشتي در اكثر كشورهاي دنيا مطرح است و ميزان شيوع آن نه تنها در كشورهاي توسعه يافته, بلكه در كشورهاي در حال توسعه نيز رو به افزايش است، به طوري كه نتايج حاصل از مرحله اول مطالعه قند و ليپيد تهران شيوع چاقي  (BMI≥۳۰ kg/m2) را  ۱۴/۴ درصد در مردان و  ۲۹/۵ درصد در زنان بالاي  ۲۰سال برآورد كرده است.

مطالعات گوناگون نشان داده اند كه چاقي، فرد را براي ابتلا به بيماري هاي مزمن ديگر مانند ديابت, بيماري هاي قلبي عروقي و پرفشاري خون مستعد مي سازد؛ لذا پيشگيري اوليه از بروز چاقي, روند رو به افزايش ساير بيماري هاي غير واگير را نيز كند كرده، صرفه جويي مؤثري را در هزينه هاي بهداشتي سبب خواهد شد.

ارتباط بين رژيم غذايي و چاقي ( توده بدني )

ارتباط بين رژيم غذايي و چاقي به خوبي شناخته شده است. مطالعات نشان داده كه مصرف غذاهاي پر چرب باعث افزايش بروز چاقي شده، مصرف ميوه جات و سبزيجات خطر بروز آن را كاهش مي دهد. اطلاعات موجود در زمينه ارتباط مصرف لبنيات با چاقي بسيار نادر است تا جايي كه اغلب افراد چاق لبنيات را به عنوان غذاهاي چاق كننده تصور مي كنند و از مصرف آنها سرباز مي زنند در حالي كه مطالعات نادر انجام يافته آثار مفيد آنها را بر وزن بدن گزارش كرده اند.

زيمل و همكاران در مقالات خود از يافته هاي منتشر نشده اي از يك كارآزمايي مداخله اي در مردان هيپرتانسيو خبر داده اند كه در آن مصرف دو سروينگ ماست در هر روز به مدت يك سال علاوه بر كاهش فشارخون, كاهش معنيداري را نيز در وزن بدن باعث شده بود.

سامربل و همكاران نيز كاهش وزن را با رژيم بر پايه شير نشان داده اند. چنين يافته اي در كودكان نيز گزارش شده است؛ با اين حال مطالعات ديگر اين يافته را تكذيب كرده، مصرف محصولات لبني را بر وزن و تركيب بدن بي تأثير مي دانند.

مصرف لبنیات و تاثیر آن بر بیماری های قلبی و دیابت

مطالعه قند و ليپيد تهران

مطالعه قند و ليپيد تهران يك مطالعه آينده نگر است كه با هدف كاهش روند روز افزون بيماري هاي غير واگير در منطقه  ۱۳ تهران در حال اجراست. با توجه به نادر بودن مطالعات موجود در اين زمينه و متناقض بودن شواهد موجود, هدف اين بررسي, تعيين ارتباط مصرف شير با نمايه توده بدني در گروهي از افراد ايراني شركت كننده در مطالعه قند و ليپيد تهران است.

مواد و روش ها

اين مطالعه يك بررسي آينده نگر است كه هدف آن تعيين شيوع و شناسايي عوامل خطر ساز بيماري هاي غيرواگير و ايجاد شيوه زندگي سالم جهت بهبود اين عوامل در افراد ساكن منطقه  ۱۳ تهران است. در مطالعه قند و ليپيد تهران،  ۱۵۰۰۵ فرد بالاتر از سه سال كه تحت پوشش مراكز ارايه دهنده مراقبت هاي اوليه بهداشتي مي باشند، به روش نمونه گيري تصادفي چند مرحله اي انتخاب و وارد مطالعه شده اند. از اين افراد,  ۱۴۷۶فرد به طور تصادفي جهت ارزيابي دريافت هاي غذايي انتخاب شدند. پس از حذف افراد كم گزار شده و بيش گزار شده, افراد پيروي كننده از رژيم هاي غذايي خاص, افراد سيگاري و افراد مبتلا به بيماري هاي مزمن,  ۴۰۴فرد ( ۲۰۲مرد و  ۲۰۲زن) سالم بالاي  ۱۶سال وارد اين مطالعه شدند.

گرداوري داده ها توسط قند و ليپيد تهران  :

افراد مورد مطالعه تك تك و به روش چهره به چهره مصاحبه شدند. مصاحبه به زبان فارسي و توسط پرسشگران مجرب با استفاده از يك پرسشنامه از پيش آزمون شده صورت گرفت.

نمايه توده بدني (BMI)

ابتدا اطلاعاتي درباره مشخصات جمعيتي ـ اجتماعي iافراد از آنها گرفته شد. سپس وزن و قد آنها با حداقل پوشش و بدون كفش به ترتيب با استفاده از ترازوي ديجيتالي و متر نواري طبق دستورالعمل هاي استاندارد اندازه گيري و به ترتيب با دقت  ۱۰۰گرم و  ۱ سانتيمتر ثبت شد. به منظور حذف خطاي فردي تمام اندازه گيري ها توسط يك نفر انجام شد. نمايه توده بدني (BMI) با استفاده از فرمول وزن (به كيلوگرم) بر مجذور قد (به متر مربع) محاسبه گرديد.

داده هاي لازم در زمينه دريافت هاي غذايي با استفاده از پرسشنامه كيفي تكرر مصرف غذايي ـ كه مشتمل بر  ۳۸قلم غذايي بود ـ براي يك سال و ياد امد  ۲۴ساعته خوراك براي دو روز (يكي از روزهاي معمول هفته و يك روز آخر هفته) توسط كارشناسان آموزش ديده تغذيه گردآوري شد.

در تكميل پرسشنامه بسامد خوراك, با اينكه تكرر مصرف هر ماده غذايي براي يك سال مد نظر بود، بسته به نوع ماده غذايي بر حسب تكرر مصرف در روز, هفته يا ماه سؤال مي شد. در تكميل فرم هاي يادامد  ۲۴ساعته خوراك, از افراد مورد مطالعه درخواست شد تا تمام غذاها و آشاميدني هايي را كه در طول  ۲۴ساعت پيش مصرف كرده بودند ذكر كنند.

جهت كمك به افراد براي يادآوري دقيق تر مقادير مواد غذايي خورده شده از ظروف و پيمانه هاي خانگي استفاده شد.

مقادير ذكر شده هر غذا با استفاده از راهنماي مقياس هاي خانگي به گرم تبديل شد. سپس هر غذا طبق دستورالعمل برنامه ( Nutritionist III N3) كه براي غذاهاي ايراني طراحي شده بود كد گذاري شده، جهت ارزيابي مقدار انرژي و ساير مواد مغذي وارد برنامه  N3 گرديد. ميزان متابوليسم پايه با استفاده از معادله هاي استاندارد بر اساس وزن, سن و جنس محاسبه شد. سپس نسبت انرژي دريافتي به ميزان متابوليسم پايه  (EI:BMR) كمتر از  ۱/۳۵و بيشتر يا مساوي  ۲/۴به ترتيب به عنوان كم گزار شده ي و بيش گزار شده ي تعريف شد. با توجه به اينكه هرم راهنماي غذايي مصرف سروينگ لبنيات را در روز توصيه مي كند و از آنجايي كه فرم هاي يادامد  ۲۴ساعته خوراك هر فرد نشان مي داد كه هر بار مصرف تقريباً معادل يك سروينگ بوده است، افراد مورد مطالعه از نظر مصرف شير به سه گروه ضعيف (تكرر مصرف  <۱۰بار در ماه), متوسط (تكرر مصرف  ۱۰-۲۹ بار در ماه) و خوب ( تكرر مصرف  ≥٣٠بار در ماه) تقسيم شدند.

رابطه بين مصرف شير با نمايه توده بدني

رابطه معكوس بين مصرف شير با نمايه توده بدني

بحث

مطالعه حاضر كه در گروهي از افراد جامعه شهري تهران انجام شد رابطه معكوس بين تكرر مصرف شير را با وزن و نمايه توده بدني نشان داد.

پرسشنامه تكرر مصرف غذايي مورد استفاده در اين بررسي يك پرسشنامه كيفي بود. لذا به جاي ارزيابي مقدار شير مصرفي, تكرر مصرف شير براورد شد؛ هر چند كه مراجعه به فرم هاي يادامد  ۲۴ساعته خوراك هر فرد نشان مي داد كه هر بار مصرف تقريباً معادل يك سروينگ (يا به عبارتي يك ليوان شير) بوده است. به تناسب افزايش تكرر مصرف, مقدار شير مصرفي نيز اضافه مي شد. بنابراين مي توان نتیجه گرفت كه با افزايش مقدار شير مصرفي, وزن و نمايه توده بدني كاهش يافته است.

شواهد متعدد ديگر نيز نشان داده اند كه رژيم هاي غذايي غني از لبنيات نه تنها باعث كاهش خطر استئوپروز و هيپرتانسيون مي گردند بلكه ممكن است در پيشگيري و درمان چاقي نيز سهيم باشند. سامربل و همكاران در يك كارآزمايي باليني تصادفي كنترل شده كاهش وزن بيشتري را با رژيم بر پايه شير در مقايسه با رژيم ايزوكالريك ديگر نشان دادند. زيمل و همكاران در يكي از مقالات خود خبر از مشاهدات منتشر نشده اي مي دهند كه در آن مصرف دو سروينگ ماست در هر روز به مدت ۱ سال باعث كاهش  ۴/۹ كيلوگرم از وزن بافت چربي شده بود.

يافته هاي  NHANES III نيز حاكي از آن است كه دريافت فراورده هاي شيري بيشتر باعث مي شود كه فرد شانس كمتري براي ابتلا به چاقي و آديپوسيتي داشته باشد.

بار و همكاران نيز در مطالعه خود بر افراد  ۵۵-۸۵ ساله در يك كارازمايي كنترل شده تأثير افزايش مصرف شير را بر وزن بدن آزمودند. با توجه به اينكه در مطالعه آنها گروه مصرف كننده شير انرژي بيشتري دريافت مي كرد، افزايش وزن معنيداري نسبت به گروه كنترل در اين گروه ديده شد.

اما محققان عنوان كردند كه وزن افزوده شده گروه مصرف كننده شير كمتر از آنچه انتظار مي رفته بوده است كه مي تواند بيانگر اثر محافظتي شير در افزايش وزن باشد.

يافته هاي گرو و همكاران نيز از اين فرضيه حمايت مي كند. ارتباط معكوس مصرف لبنيات با آديپوسيتي در سنين پايينتر نيز گزارش شده است؛ به طوري كه كراث و اسكينر در مطالعه اي كه بر كودكان پيش دبستاني انجام دادند، همبستگي معكوسي بين مصرف سروينگ هاي لبنيات با  چربي بدن گزارش كردند.

برخلاف يافته هاي ما, برخي مطالعات گزارش كرده اند كه مكمل ياري با فراوره هاي شيري يا كلسيم, در مقايسه با گروه كنترل, يا تغييري در وزن بدن ايجاد نكرده يا تغييرات حاصل شده نسبت به گروه كنترل تفاوت معنيداري نداشته است.

با توجه به اينكه هدف اكثر اين مطالعات ارزيابي تأثير كلسيم يا فراورده هاي لبني بر چگالي معدني استخوان  (BMD) است و در آنها وزن به عنوان يك متغير فرعي مدنظر بوده است، احتمال مي رود كه اين مطالعات تأثير فراورده هاي شيري را بر وزن بدن كم براورد كرده باشند.

دليل ديگر عدم مشاهده تأثير مصرف فراورده هاي لبني بر وزن بدن در اين بررسي ها را مي توان به كنترل نكردن عوامل مداخله گري مثل ميزان انرژي دريافتي  يا فعاليت فيزيكي نسبت داد. به علاوه نظر به اينكه در برخي از اين مطالعات افراد مورد مطالعه نوجوان بوده اند و نوجواني دوره اي است كه طي آن رشد و تكامل صورت مي گيرد، اين امر مشاهد تأثير فراورده هاي شيري بر وزن يا نمايه توده بدني را مشكل تر مي سازد.

مكانيسمي كه از طريق آن مصرف شير يا فراورده هاي شيري ديگر بر شاخص هاي چاقي تأثير مي گذارند هنوز دقيقاً مشخص نشده است. در اكثر مطالعات منتشر شده اين امر به كلسيم موجود در شير و فراورده هاي شيري نسبت داده شده است. به طوري كه رابطه معكوسي بين كلسيم دريافتي با وزن و توده چربي بدن در مطالعات حيواني و انساني پيشنهاد شده است و حتي برخي پژوهشگران يك رابطه وابسته به دوز را در اين زمينه گزارش كرده اند كه در آن افزايش هر  ۳۰۰ ميلي گرم دريافت كلسيم با يك كيلوگرم چربي بدن كمتر در كودكان و  ۲/۵-۳ كيلوگرم وزن بدن كمتر در بزرگسالان مرتبط دانسته شده است.

كلسيم دريافتي

كلسيم دريافتي به طرق متعددي مي تواند بر وزن و توده چربي بدن تأثير بگذارد. ساده ترين اثر آن از طريق مهار جذب چربي و اسيدهاي چرب است. اما اين اثر نمي تواند عامل عمده اي باشد چرا كه شي و همكاران بيان مي دارند كه افزايش متوسط كلسيم دريافتي چندان باعث اتلاف كالري نمي گردد.

عمده ترين تأثير كلسيم دريافتي بر وزن بدن

به نظر مي رسد عمده ترين تأثير كلسيم دريافتي بر وزن بدن از طريق اثر آن در كنترل كلسيم داخل سلولي باشد. شواهد نشان داده اند كه محصول پروتئيني حاصل از ژن  agoutiـ كه در اديپوسيت هاي انساني بيان مي شود ـ باعث تحريك جريان كلسيم به درون سلول ها مي گردد و در نتيجه با تأثير همزمان بر ليپوليز و ليپوژنز باعث ذخيره چربي در آديپوسيت ها مي گردد؛ بدين طريق كه اين پروتئين توسط يك مكانيسم وابسته به كلسيم, فعاليت آنزيم اسيد چرب سنتتاز را افزايش داده و ليپوليز را مهار ميكند.

با توجه به اينكه  ۱,۲۵(OH)2D باعث ورود كلسيم به آديپوسيت ها مي گردد و قرار دادن آديپوسيت هاي انساني در معرض ۱,۲۵(OH)2D باعث فعال شدن اسيد چرب سنتتاز و مهار ليپوليز مي گردد، لذا تصور مي شود كه افزايش كلسيم دريافتي به وسيله كاهش سطح  ۱,۲۵(OH)2D باعث كاهش ورود كلسيم به داخل آديپوسيت ها شده و بدين ترتيب فعاليت اسيد چرب سنتتاز را كاهش و فعاليت ليپوليتيك را افزايش دهد. اثر ضد چاقي كلسيم علاوه بر نقش آن در تنظيم متابوليسم ليپيدي به مواردي چون افزايش بيان ژني  UCP2در بافت چربي سفيد و به تبع آن افزايش ترموژنز و كاهش سطح انسوليني پلاسما نيز نسبت داده شده است.

آیا تأثير لبنيات در كاهش وزن به علت محتواي كلسيمي است؟

شايد هم تأثير لبنيات در كاهش وزن به علت محتواي كلسيمي آنها نباشد و مواد ديگري در اين ميان نقش داشته باشند چرا كه در مطالعه لين و همكاران, اين تأثير فقط در مورد كلسيم لبنيات ديده شده و كلسيم حاصل از فراورده هاي غيرلبني, بعد از تعديل شدن اثر انرژي, قادر به توجيه تغييرات ايجاد شده در تركيب بدن نبوده است. از طرف ديگر در بيشتر موارد كاهش وزن با رژيم هاي حاوي لبنيات, بيشتر از رژيم هاي حاوي كلسيم بالا بوده است؛ بنابراين تصور مي شود عوامل ديگري نيز در شير وجود داشته باشند كه مسئول اثر ضد چاقي آن باشند.

به نظر غيرمحتمل مي رسد كه اين اثر به علت تركيب اسيد چربي شير باشد چون آواد و همكاران در مطالعه خود نشان دادند كه تركيب اسيد چربي رژيم غذايي نمي تواند بر وزن بدن و شاخص هاي متابوليسم ليپيدي تأثير بگذارد. هر چند كه برخي مطالعات اثرات اسيدهاي چرب ترانس و اسيد لينولئيك كنژوگه (CLA) را بر كاهش وزن بدن و كاهش تجمع چربي در آديپوسيت ها پيشنهاد كرده اند.

محتواي پروتئيني

عامل ديگري كه احتمال دارد مسئول اثرات ضد چاقي لبنيات باشد، محتواي پروتئيني آنهاست. هر چند كه اخيراً برخي شواهد گزارش كرده اند كه پروتئين دريافتي مي تواند عامل ايجاد چاقي باشد, پروتئين هاي شير حاوي مقادير قابل ملاحظه اي از مهاركننده هاي  ACEمي باشند. از طرف ديگر پيشنهاد شده است كه مهار سيستم رنين ـ آنژيوتانسين موجود در اديپوسيت ها باعث كاهش چاقي در جوندگان شده است. لذا تصور مي شود قسمتي از اثر لبنيات در كاهش وزن به علت محتواي پروتئيني آنها باشد. تركيبات بيواكتيو موجود در شير نيز شايد بتوانند در اثر لبنيات بر كاهش وزن سهيم باشند اما هنوز اين آثار شناخته نشده است.

ضعف هاي مطالعه

يكي از ضعف هاي مطالعه حاضر, در دست نبودن داده هاي معتبر در مورد فعاليت فيزيكي افراد مورد مطالعه بود. البته در مطالعه قند و ليپد تهران, فعاليت فيزيكي افراد مورد بررسي با استفاده از پرسشنامه  (Lipid LRC  Research Clinic) ارزيابي شد اما به علت عدم ارزيابي روايي و پايايي پرسشنامه مذكور در جامعه ما, نتايج حاصل از آن در اين تحقيق مورد استفاده قرار نگرفت.

نتیجه گیری

يافته هاي اين تحقيق حاكي از وجود ارتباط معكوس بين مصرف شير با وزن و نمايه توده بدني است. پيشنهاد مي گردد مطالعات آينده, چنين ارتباطي را در سطح وسيع و با در نظر گرفتن سطح فعاليت فيزيكي بررسي كنند و بر شناسايي تركيبات مسئول اين اثر در لبنيات و مكانيسم عمل آنها تمركز كنند.

اشتراک در تلگرام
, , , ,
Cresta Help Chat
Send via WhatsApp